armor
برای سطح فوق ابتداییاسم، مفرد یا بیشمار
ترجمه: زره پوش, محافظ, زره, جنگافزار
- مترادفها
- shield, defense, protection
- متضادها
- vulnerability, exposure, insecurity
تعاریف
- زره پوش, (نظامی) زره, زره (جنگافزار), جوشن, وسایل نقلیه زرهای (نظامی), سلاح, لایه حفاظی (جانورشناسی و گیاهشناسی), زرهپوش کردن, زرهی کردن
- strong covering that protects a person, animal, or vehicle:“samurai armor”

