leisure
برای سطح فوق ابتداییاسم، مفرد یا بیشمار
ترجمه: اوقات فراغت, تفریح, آسایش, فراغت
- مترادفها
- spare time, free time, recreation
- متضادها
- work, business, homework, career, task, industry, profession, labour, occupation, job
تعاریف
- اوقات فراغت, وقت آزاد, (اوقات) فراغت, وقت فراغت, زمان آسودگی (که انسان مجبور به انجام کاری نیست و میتواند به دلخواه وقت خود را بگذراند), وقت آسایش, آسودگی, فرصت, مجال, وقت کافی
- Free time.“people with too much enforced leisure”

