acknowledge
ترجمه: قبول کردن, اذعان, تصدیق کردن, تصديق کردن, تأیید کردن
- مترادفها
- know, thank, admit, recognize, accept, confirm, validate, reply, appreciate, own up, concede, nod, affirm, (to) note that
- متضادها
- pretend, ignore, deny, reject, disclaim, overlook, shrug, disacknowledge
تعاریف
- اذعان, اذعان کردن, تأیید کردن, اعتراف کردن, قبول کردن, تصدیق کردن, دریافت (نامه و ... را) اعلام کردن, اقرار کردن, جواب دادن (نامه), جواب دادن, توجه کردن (به حضور کسی), آشنایی دادن, اعلام وصول کردن, جواب سلام دادن, رسید چیزی را اعلام کردن, (دریافت نامه و غیره را) اعلام کردن, محل گذاشتن, اعتنا کردن, قدردانی کردن, تشکر کردن, سپاسگزاری کردن, صحت یا قانونی بودن مدرکی را تصدیق کردن, تصدیق محضری کردن
- Accept or admit the existence or truth of.“with object 'the plight of the refugees was acknowledged by the authorities”

