prior to
ترجمه: قبل از, پیش از, مقدم بر, قبل از اینکه
- مترادفها
- before, preceding, ahead of
- متضادها
- after, subsequent to, following, by the time (that)…
تعاریف
- مقدم بر
- Before a particular time or event.“she visited me on the day prior to her death”

ترجمه: قبل از, پیش از, مقدم بر, قبل از اینکه
ترجمه: مدرسه ابتدایی, مدرسه پایه, دبستان
ترجمه: تخیلی علمی, علمی تخیلی, داستان تخیلی علمی, ادبیات علمی تخیلی
ترجمه: سابق, پیشین, قبلی
ترجمه: دبیرستان, مدرسه دوم, مدرسه متوسطه
ترجمه: نخستوزیر, وزیر اول, نخستین وزیر
ترجمه: الگوی رفتاری, نمونه مثبت, الگو, مدل رفتاری
ترجمه: مشارکت کردن, نقش داشتن, به عمل آمدن, شرکت کردن
ترجمه: استخر شنا, حوضچه شنا, استخر
ترجمه: یعنی, به عبارت دیگر, بدین معنا
ترجمه: صورت گرفتن, رخ دادن, انجام شدن
ترجمه: به میزان بیشتر یا کمتر, به وسیله بیشتر یا کمتر, به اندازه بیشتر یا کمتری
ترجمه: در عوض, به جای, به جای اینکه
ترجمه: موتور جستجو, پایگاه جستجو, دستگاه جستجو
ترجمه: به طوری که, به نحوی که, چنانکه
ترجمه: در نظر داشتن, به خاطر سپردن, در ذهن داشته باشید, به یاد داشتن
ترجمه: ربط داشتن با, مربوط به, در ارتباط با, انجام دادن با
ترجمه: به طوری که, تا, برای اینکه
ترجمه: وابسته به, مرتبط با, در ارتباط با, مربوط به
ترجمه: در کنار, به همراه, همراه با, با هم
ترجمه: حمل و نقل عمومی, ترابری عمومی, وسایل نقلیه عمومی
ترجمه: اولین امر, اولین مورد, اولین چیز
ترجمه: چیزی مثل, مانند چیزی, چیزی شبیه
ترجمه: حقیقت این است که, مسأله این است که, این حقیقت که, این واقعیت که
ترجمه: سطح زندگی, کیفیت زندگی, کیفیت معیشت
ترجمه: محتاج به, منوط به, مشروط به, تابع
ترجمه: دوم, اخیر, دومی
ترجمه: مستقل از, صرف نظر از, بی توجه به, علیرغم
ترجمه: همین است, تمام شد, همینه, تمام شد.
ترجمه: موارد زیر, پیامدهای بعدی, (اشخاص یا چیزهای) زیر, دنبال کرده