highlight
ترجمه: نکته مهم, برجسته کردن, هایلایت, برجسته
- مترادفها
- emphasize, underscore, spotlight, point out, draw attention to sb/sth
- متضادها
- minimize, downplay, ignore
تعاریف
- برجسته, بخش پرنورتر (هرچیز), هایلایت کردن (مو), مورد تأکید قرار دادن, بخش درخشان, (عکس یا نقاشی و غیره) بخش روشن (از سایه روشن), مشخص کردن, بخش نورانی (high light هم مینویسند), برجسته کردن, (جالبترین یا مهمترین بخش یا صحنهی هرچیز) بخش جالب, نقطه عطف, اوج, نکتهی مهم, نکتهی برجسته, بخش جالب, نورانی کردن (بخشی از فرتور یا نقاشی و غیره), رنگ روشن زدن به, درخشان کردن, زیر جملات یا مطالب مهم متن خط کشیدن, برجسته قلمداد کردن, چشمگیر کردن, برجسته بودن, چشمگیر بودن, درخشانترین بخش چیزی بودن
- An outstanding part of an event or period of time.“he views that season as the highlight of his career”

