abroad
ترجمه: بیرون از کشور, خارج, کشورهای دیگر, برون, در خارج از کشور
- مترادفها
- overseas, foreign, abroad, internationally, in foreign lands
- متضادها
- domestically, locally, within the country, domestic, in-country, at home
تعاریف
- در خارج از کشور, خارج, بیرون, خارج از کشور, خارجه, (معنای قدیمی) خارج از منزل, دور از خانه, به طور گسترده, در همه جا, پهن, وسیع
- In or to a foreign country or countries.“we usually go abroad for a week in May”

