whose
ترجمه: مال کی, از کی, که, که, چه کسی
- مترادفها
- of whom, belonging to whom
تعاریف
- که, مال کی, مال چه کسی, مال او, که ... ش, که ... شان
- Belonging to or associated with which person.“as determiner 'whose round is it?”

ترجمه: مال کی, از کی, که, که, چه کسی
ترجمه: مبدل گشتن, شدن, تبدیل شدن, بوجود آمدن, شدن
ترجمه: ماهر, سرپرست, کارفرما, سرپرست, استاد
ترجمه: او (مؤنث), او, او دختر, او, ایشان
ترجمه: می خواست, میخواست, میتوانست, خواست, باید
ترجمه: بسته, بسته, پوشیده, مسدود, مسدود
ترجمه: بستن, پایان دادن, بسته, نزدیک
ترجمه: بدبختانه, بدبختانه, محسوسا, از روی بدشانسی, متاسفانه
ترجمه: فعالیت, اشتغال, کار کردن, کار, کار
ترجمه: ضربه زدن, ضربه زدن, اصابت کردن, زدن, بزودی
ترجمه: معمولاً, اکثراً, اغلب, معمولا, عموماً
ترجمه: بنیه, ساختار, سازمان, ترکیب, ساختار
ترجمه: نقش, نقش, انگاره, طرح, الگو
ترجمه: فاصله, درنگ, توقف, قطع, توقف
ترجمه: رایانه, دستگاه محاسباتی, محاسبهگر, کامپیوتر, رایانه
ترجمه: فریاد, فریاد, بانگ, داد زدن, صدا
ترجمه: خوشگل, زیبا, زیبا, دلربا, دلنشین
ترجمه: بانوی, خانم, زن, ماده, زن
ترجمه: اجرای, نقش, بازی, اجرا, بازی
ترجمه: گلف, ورزش گلف, بازی گلف
ترجمه: طلوع, ماه, هفته, ماه, مدت زمان
ترجمه: او, وی, او دختر, او, او زن
ترجمه: بازی تنیس, تنیس, ورزش تنیس
ترجمه: محال, نه, خیر, خیر, منفی
ترجمه: مضطرب, مضطرب, نداشته, نگران, دلواپس
ترجمه: مسیح, جهان, دنیا, جهان, جهانی
ترجمه: بد, وحشتناک, فاجعه بار, وحشتناک, ترسناک
ترجمه: بله, هرگز, آره, آری, بلی
ترجمه: محل, محل, کجا, کجا, نقطه
ترجمه: عنوان, نام, نام, نامگذاری, لقب