plunge
ترجمه: فرورفتن, شکاف, غوطه, غوطهور شدن
- مترادفها
- dive, plummet, descend
- متضادها
- rise, ascend, float
تعاریف
- غوطه, پایین آمدن (ناگهانی و شدید), شیرجه, کاهش یافتن, گودال عمیق, سقوط کردن, سرازیری تند, پریدن, سقوط سنگین, فرو بردن, شیرجه زدن, غوطهورساختن, پرش, شیب تند پیدا کردن, شیرجه (داخل آب), شیرجه رفتن, ناگهان داخل شدن
- Jump or dive quickly and energetically.“our daughters whooped as they plunged into the sea”

