statistical
ترجمه: عددهای آماری, تحلیلی, آماری
- مترادفها
- quantitative, numerical, analytical
- متضادها
- anecdotal, qualitative, non-numerical
تعاریف
- آماری
- Relating to the use of statistics.“a statistical comparison”

ترجمه: عددهای آماری, تحلیلی, آماری
ترجمه: به طور بالقوه, احتمالی, احتمالی, بالقوه, بهطور بالقوه
ترجمه: فاجعهآمیز, کشنده, مرگبار, فاجعهآمیز, کشنده
ترجمه: کودک, دختر بچه, نوزاد
ترجمه: مجبور, بی میل, نابخرد, مردد
ترجمه: تأثیر متقابل, تعامل, برخورد, تعامل داشتن
ترجمه: مدنی, شهروندی, سیتی
ترجمه: فلسفه سیاسی, ایدئولوژی, ( ideology ) جهانبینی, مکتب فکری
ترجمه: آماده کردن, مجهز کردن, تجهیز کردن, آراستن
ترجمه: خاص, بهطور برجسته یا قابل ملاحظه, بهویژه, عمدتاً
ترجمه: از طرفی, همچنین, علاوه بر این, همچنین, ضمناً
ترجمه: رفع, دسترس, دور ریختن, تجزیه و تحلیل
ترجمه: نزول, دودمان, نسل, سقوط
ترجمه: توصیف کردن, رساندن, انتقال دادن, بیان کردن
ترجمه: (پزشکی) تشخیص دادن, تشخیص دادن, تشخیص پزشکی, تشخیص
ترجمه: قطعیسازی, عزم راسخ, عزم, تعیین, تصمیم
ترجمه: کمتر, ناچیزتر, کمتری
ترجمه: شایسته, کارآمد, صالح, مؤثر
ترجمه: خواستنی, مطلوب, دلخواه
ترجمه: تأمین کردن, جبران کردن, غرامت دادن
ترجمه: غربالگری, بررسی, آزمایش
ترجمه: سیستم, ساختار, سازوکار, مکانیزم
ترجمه: علامت, مارکر, نشانگر
ترجمه: تصور, بینش, ادراک
ترجمه: برکت, دعای خیر, نعمت
ترجمه: همانند, همرقیب, رقابت کننده, رقیب, حریف
ترجمه: راه حل, چاره, دارو, درمان
ترجمه: مسیر اصلی, گروه غالب, اصلی, جریان اصلی
ترجمه: نگاه سریع, چشم انداختن, نگاه
ترجمه: تنفس عمیق, نومیدی, آه