erupt
ترجمه: انفجار کردن, فوران کردن, برافروختن
- مترادفها
- burst out, burst, explode, break out
- متضادها
- calm, subside, recede
تعاریف
- فوران کردن, جوانه زدن, درآمدن, ناگهان در گرفتن, درآوردن, ناگهان و باشدت آغاز شدن, منفجرشدن, جوش درآوردن, فشاندن
- (of a volcano) become active and eject lava, ash, and gases.“Mount Pinatubo began erupting in June”

