stock
ترجمه: سهام, کالا, انبار, موجودی, کالا
- مترادفها
- inventory, share, supply, goods, bloodlines
- متضادها
- deficit, debt, shortage, run out, lack
تعاریف
- موجودی, بورس, سهام, مایه, ذخیره, موجودی (انبار), موجودی کالا, آب, سرمایه, عصاره, ارزش, شببو (گیاهشناسی), اعتبار, قنداق (تفنگ), دودمان, برای فروش داشتن, نیا, ریشه, کنده, تنه, ته ساقه, قنداق تفنگ, انبار کردن, ذخیره کردن, به موجودی افزودن, حاضر, موجود, دم دست, در انبار, آماده, معمولی
- The goods or merchandise kept on the premises of a business or warehouse and available for sale or distribution.“the store has a very low turnover of stock”

